کد خبر: ۷۲۹۳
۱۳ دی ۱۴۰۴ - ۱۰:۴۱
پدر در جنگ درخشید، پسر در رزم

پدر در جنگ درخشید، پسر در رزم

محمد شکوهی با ۷ مدال قهرمانی کشوری و انتخاب شدن برای تیم ملی در رشته رزمی «موی‌تای»، آرزو‌های بزرگ در سر دارد و می‌خواهد همان‌طور که پدر در صحنه جنگ خوش درخشید او هم با پیروزی در برابر حریفان، بدرخشد.

چیزی از پدر به خاطرش نمانده، کوچک‌تر از آن بوده که بخواهد از مرگ و رفتن چیزی بفهمد و بداند شهادت یعنی چه و چرا بعضی از آدم‌ها شهید می‌شوند. هر چه بزرگ‌تر می‌شده با تعریف‌های آدم‌های اطرافش برایش روشن می‌شد، جنگ یعنی چه و رفتن در این راه چقدر با مرگ طبیعی فرق دارد و پدر او شهید است.

۱۷ سال بیشتر ندارد و هنوز دوره متوسطه را پشت سر نگذرانده است، اما بیش از دو برابر سنش حکم و لوح تقدیر روی دیوار اتاقش به چشم می‌آید. لوح‌هایی با مقام‌های استانی و کشوری که مدال‌های طلایی چشم‌نوازی‌اش را بیشتر کرده است.

محمد شکوهی با ۷ مدال قهرمانی کشوری و انتخاب شدن برای تیم ملی در رشته رزمی «موی‌تای»، نوجوانی ممتاز و خوش آتیه، است که آرزو‌های بزرگ در سر دارد و می‌خواهد همان‌طور که پدر در صحنه جنگ خوش درخشید او هم با پیروزی در برابر حریفان، پرچم کشورش را به اهتزاز درآورد.



طلاب را جهانی می‌کنم

وارد مفتح ۲/۲۲ می‌شویم، چند نفری سر کوچه به استقبالمان آمده‌اند. خوشامدگویی‌های گرم،  میهمان نوازی اهل خانه را می‌رساند. یکی از پیرمرد‌ها دستی بر شانه پسرک زده و با خنده می‌گوید: «قرار است محمدآقا، اسم طلاب را جهانی کند و افتخاری باشد برای همه ما.»

به همراه محمد و پدربزرگش میهمان خانه‌شان می‌شویم تا درباره درخشش او در مسابقات رشته «موی‌تای» و خاطرات پدر گفت‌وگویی داشته باشیم. «موی‌تای، یکی از سبک‌های آزاد ورزش رزمی است که سال ۶۸ از سوی محمد توحیدی، کاپیتان اسبق تیم ملی کاراته ایران، به کشور آورده شد‌ه است؛ رشته‌ای خشن و سخت رزمی که مبارزاتش در رینگ برگزار می‌شود.»

این‌ها را محمد می‌گوید تا  شروعی باشد برای ورود درباره ورزشی نوپا در کشور ما که چند سالی است در میان نوجوانان و جوانان جا باز کرده است. او درباره علاقه‌اش به این ورزش می‌گوید: «دلیلش را نمی‌دانم، اما  مثل خیلی‌ها از کودکی از تماشای فیلم‌هایی که در آن جکی‌جان و بروسلی بازی می‌کردند، لذت می‌بردم.

اگر ۱۰ بار فیلمی از  این دو رزمی‌کار نشان داده می‌شد، باز هم با شوق و ذوق نگاه می‌کردم. هنوز به مدرسه نمی‌رفتم که متوجه شدم، یکی از  بچه‌های محله در رشته‌های  رزمی که تلفیقی از تکواندو، کاراته، بوکس و ... است، مقام کشوری دارد. بعد از مشورت با پدربزرگم، قرار شد زیر نظر آقای حسینیان که مربی باشگاه هم بود، ورزش را شروع کنم.»

 


آرزویی که محقق شد

«هنوز چند ماهی از حضور محمد در باشگاه و شروع آموزش نگذشته بود که پی بردم آمادگی بدنی و استعداد خوبی برای موفقیت در ورزش‌های رزمی دارد. برای همین تمام توانم را برای به ثمر نشاندن استعداد و حضور او در مسابقات رده نوجوانان به کار بستم. مطمئن بودم اگر محمد به مسابقات راه پیدا کند، یکی از سه نفر اول میدان خواهد بود.»

 این‌ها را حسینیان، مربی محمد، که تازه به جمع ما اضافه شده است، می‌گوید و ادامه می‌دهد: «این ورزش، رشته سختی است و هرکسی نمی‌تواند برای اولین‌بار در آن مقام بیاورد؛ آن هم رتبه‌اولی، اما محمد با آنکه زمان زیادی از آمدنش به باشگاه نمی‌گذشت و فرصت برای تمرینات آمادگی جسمانی کم داشت، مقام اول را از آن خود کرد.»

نگاه‌های ناباورانه حاضران در آن مسابقات هنوز هم به خاطرش است وقتی می‌فهمیدند بیش از ۴۰ روز است از ورود محمد در این رشته نمی‌گذرد: «اولین مسابقه‌ای که شرکت کرد، استانی بود که بین ۱۱ شهرستان قوچان، نیشابور، تربت‌حیدریه، تربت‌جام و شیروان و اسفراین و... برگزار می‌شد.

مربیانی که من را می‌شناختند از سابقه ورزشی کسی که برای مبارزه آورده بودم، می‌پرسیدند. وقتی می‌شنیدند فقط ۴۰ روز است به باشگاه آمده است، با حیرت و برخی هم با تمسخر می‌گفتند: «بچه را نفرستی توی رینگ که ناک‌اوتش می‌کنند.»

ناک‌اوت در مسابقات رزمی به معنای زمین زدن حریف با یک ضربه است که در این ضربه احتمال آسیب‌دیدگی ورزشکار هم زیاد است، اما من، چون به محمد ایمان داشتم، می‌دانستم حتی مقام هم نیاورد، ناک‌اوت یا ضربه فنی نمی‌شود.»


سربلندی پدر افتخار پسر

 

اولین قهرمانی

محمد درباره تجربه اولین حضورش می‌گوید: «قبل رفتن به درون رینگ مربی‌ام گفت نهایت این است که بازی را می‌بازی، اما ناک‌اوت نمی‌شوی. پس نترس و قوی باش.» وارد که شدم یک لحظه تحت‌تأثیر جو مسابقات قرار گرفتم، اما به یاد آوردن تشویق‌های مربی و پدربزرگم به من اعتماد به‌نفس و دلگرمی می‌داد.

با آنکه حریفان من جزو قهرمانان کشوری محسوب می‌شدند که تجربه حضور در مسابقات مختلف را داشتند، خودم را نباختم. در آن مسابقه ۲ حریف را ناک اوتی زدم و یکی را هم که خیلی قدر بود، با گرفتن امتیاز بیشتر، پشت سر گذاشتم. در اولین دوره رقابت‌ها موفق شدم مقام اولی استان را از آن خود کنم. این پیروزی، برای من شروعی خوب و امیدوار کننده بود.»

جوانمردانه بازی کردن و احترام به داور از قانون‌های مسابقه است که مربی و بچه‌های محله بار‌ها تکرار کرده بودند تا همیشه آویزه گوش کند: «شب قبل از مسابقه برخی نکات که مربوط به درون زمین بود، آقای حسینیان متذکر شد.

اینکه اگر حریفی ترسید و به من پشت کرد، ناغافل و ناجوانمردانه به او ضربه نزنم. اینکه قهرمانی لحظه‌ای و گذراست، اما  اخلاق قهرمانی برای همیشه در ذهن و یاد‌ها خواهد ماند و نکات ریزتر را یک به یک توضیح داد.»

 


مهربانی‌های انگیزه‌بخش

کسب مقام اولی در ۱۲سالگی موفقیتی چشمگیر برای نوجوان محله طلاب محسوب می‌شد. پیروزی که انگیزه‌اش را  برای حضور پررنگ‌تر در تمرینات باشگاهی بیشتر می‌کرد. «بعد از این بُرد از طرف خانواده و به‌ویژه پدربزرگم خیلی تشویق شدم.

با اینکه سن و سال زیادی نداشتم تفاوت رفتار‌ها را حس می‌کردم. اینکه در محله و مدرسه عزت و احترام بیشتری برای من قائل بودند. تمرینات را در کنار درس، زیر نظر استادم ادامه دادم و بعد آن سعی کردم در تمام  رقابت‌ها چه باشگاهی و چه استانی و کشور که برگزار می‌شد، حضور داشته باشم.»


پدر من جانباز دوران جنگ ایران و عراق بود. دو ساله بودم که به رحمت خدا رفت و شهید شد

جبران سال‌های تحصیلی

محمد شکوهی گرچه بنا به دلایلی چند سالی دیرتر سراغ درس و مدرسه رفته است، اما با  جهشی خواندن این موضوع را جبران و خودش را به دانش‌آموزان هم سن و سال خود نزدیک کرده است: «از ۱۰ سالگی به مدرسه رفتم، یکی از نصایح استاد ورزش این بود که قهرمانی زمانی ارزش دارد که در کنار آن سطح سواد علمی‌ات هم بالا باشد. برای همین همیشه سعی کرده‌ام برای جبران محبت‌های خانواده به‌ویژه پدربزرگم، اولویت اولم درس باشد؛ بعد ورزش و قهرمانی.»

محمد در ادامه از پدربزرگش می‌گوید که جای خالی پدر را پر می‌کرده است: «پدر من جانباز دوران جنگ ایران و عراق بود. دو ساله بودم که به رحمت خدا رفت و شهید شد. از کودکی کنار خانواده مادری‌ام بزرگ شده‌ام.

پدربزرگم که جودوکار و بازنشسته ژاندارمری است همیشه نصیحت می‌کند ۳ نکته را آویزه گوشم کنم، در ورزش جوانمرد باشم، دوم چشمم دنبال ناموس مردم نباشد و سوم اینکه هیچ‌وقت دنبال دود نروم. تشویق‌ها و دلگرمی‌هایش بی‌تأثیر در ادامه راه نیست.»


سربلندی پدر افتخار پسر

 

انتخاب شده تیم ملی

«حقیقتش اولین برد انگیزه‌ام را چند برابر کرد بعد به صورت مستمر در تمرینات باشگاهی شرکت می‌کردم و بعد هم مسابقات. مهم‌ترین رقابت‌ها، مسابقات بین‌المللی بود که در وزن ۴۲ کیلو و رده سنی خود موفق شدم بر حریفان کشور‌های ارمنستان، گرجستان و روسیه پیشی بگیرم و به مقام اول دست پیدا کنم.

جالبی ماجرا این بود که من در رده نوجوانان و استادم در بزرگ‌سالان به عنوان نمایندگان استان خراسان‌رضوی موفق شدیم، پرچم کشور‌مان را بالا ببریم و استادم از همین مسابقات به عنوان قهرمانی تورنمنت بین‌المللی برگزیده شده است.»

 

اسپانسر‌هایی که بدقولی کردند

«فدراسیون رزمی برای حضور ما در اردو‌های آمادگی تهران  اعلام آمادگی کرد با این شرط که برای تأمین هزینه سفر تا ۵ میلیون تومان به حساب آن‌ها واریز کنیم، اما جفت و جور کردن مبلغ کار دشواری بود.»

 این‌ها را حسینیان می‌گوید و ادامه می‌دهد: «من، چون دانشجو بودم تأمین این مبلغ خیلی سخت بود، محمد هم با توجه به شرایط زندگی‌اش جای خود را داشت. برای همین تصمیم گرفتیم برای حضور در این بازی‌ها به دنبال اسپانسر مالی باشیم؛ از همین‌رو با هادی جهانی یکی از بهترین استاد‌های کشور و استان به چند شرکت معتبر و هتل سر زدیم.

جالب اینکه مدیران بعد دیدن حکم‌ها و  فیلم مسابقات ابتدا کلی تعریف و تمجید می‌کردند و قول هم می‌دادند، اما در نهایت پشیمان می‌شدند. حتی یک از شرکت‌ها که در ابتدا قبول کرده بود، از هر دوی ما برای حضور در این مسابقات حمایت مالی کند با توجه به آخر سال و بستن حساب‌ها، فقط اسپانسری من را متقبل شد.

حمایتی که ختم به قهرمانی جهانی در رده بزرگ‌سالان  شد و شک ندارم، اگر محمد هم امکان حضور در آن مسابقات را داشت یکی از ۳ نفر برتر آن دوره از مسابقات بود و  دست خالی به کشور برنمی‌گشت.»

 

بهمن، ماه سرنوشت

محمد این روز‌ها خودش را برای حضور در مسابقات قهرمانی کشوری که قرار است در بهمن ماه در تهران برگزار شود، آماده می‌کند. او می‌خواهد از کسانی که در طول این سال‌ها کنارش بو‌ده‌اند و همه‌جوره حمایتش کرده‌اند، تشکری کرده باشد: «از پدربزرگم که چه مالی و چه معنوی در کنارم است تا ما‌در و مادربزرگ و مربی‌ام، استاد حسینیان، که مثل یک برادر بزرگ حمایتم کرده‌اند و معلم‌هایی، چون حسن‌زاده و  فکور که هوای درس‌ها در زمان مسابقات و اردو‌های تیمی داشتند، تشکر می‌کنم.

همیشه پدرم در ذهنم است با اینکه چیزی به خاطر ندارم، اما به او افتخار می‌کنم که چگونه در جنگ تحمیلی ایران و عراق  تا پای جان در برابر دشمن ایستاد، امروز اگر جنگی نیست، اما من پسر همان پدرم، پس باید برای به اهتزاز درآمدن پرچم کشورم در میدان مسابقه تمام تلاش خود را به کار گیرم. به این‌ها فکر می‌کنم، نمی‌توانم به مقامی به جز قهرمانی بیندیشم.»

 

از رقابت جهانی ماندم

محمد هنوز نوجوانی تازه کار است، اما دوست دارد در این رشته  بین رزمی‌کاران بدرخشد: «کلا ورزش در ایران، شغل شده است و به ورزش‌های رزمی و انفرادی بهای چندانی داده نمی‌شود. صفر تا صد تمرینات و حضور در رقابت‌ها با خود ورزشکار است، اما افتخار آن  برای همه کشور است که  بین ۱۸۰ کشور، یکی از ایران اول جهان می‌شود.

این حرف نه من محمد شکوهی نوجوان که سال گذشته به خاطر نداشتن اسپانسر از حضور درمسابقات جهانی جا مانده است که حرف خیلی از رزمی‌کاران مطرح کشور است. اینکه چرا نباید هیئت ورزش‌های رزمی یا فدراسیون به دلیل نبود بودجه و اعتبار از رزمی‌کاران مطرح حمایت مالی داشته باشد.

مگر غیر از این است که تیم‌هایی، چون والیبال و فوتبال هم برای مطرح شدن نام کشور ایران در میان دیگر کشور‌ها تلاش می‌کنند، ورزشکاران رزمی هم با همین نیت پا به میدان مقابله با حریف می‌گذارند. امیدارم روزی را ببینم که ما هم دیده می‌شویم و به رزمی‌کاران هم آنچنان که شأن و منزلتشان است نیز بها داده می‌شود. به امید آن روز.»




* این گزارش یکشنبه ۲۵ آذر سال ۱۳۹۷ در شماره ۳۲۱ شهرآرامحله منطقه ۴ چاپ شده است.  

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44